مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

793

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

از عثمان آغاز نمود . سپس معاويه او را كشت و فرزندى نداشت . مقداد بن اسود از جمله كسانى كه در اسلام آوردن پيشگام است مقداد بن اسود بن عبد المطلب است كه به سال سى و سه در هفتاد سالگى در مدينه وفات كرد و روايت كرده‌اند كه در جنگ بدر مسلمانان را تنها يك اسب بود و آن اسب مقداد بن اسود بود . عمّار بن ياسر كنيهء او ابو يقظان است . واقدى گويد عمّار و صهيب ، بعد از اسلام سى و چند مرد ، در خانهء ارقم اسلام آوردند . پدرش ياسر از يمن آمده بود و با بنى مخزوم هم پيمان شده بود . سپس اسلام آورد . مادرش سميّه نيز اسلام آورد و بنى مخزوم ايشان را با ريگهاى تافته از گرماى خورشيد شكنجه مىدادند . پيامبر خداى بر ايشان مىگذشت و مىگفت : « شكيبايى اى خاندان ياسر ! كه وعدهء شما در بهشت است ! » سپس ياسر را كشتند و پاى سميّه را ميان دو شتر بستند و با نيزه بر پيش او زدند تا كشته شد . بعد از مدت درازى پس از مرگ ياسر ، عمّار به زبان آنچه را خواستند بديشان داد و دربارهء اوست كه آيهء : « مگر آن كس كه به زور وادار شود و قلبش اطمينان و ايمان داشته باشد » ( 16 : 108 ) فرود آمده است . عمار در جنگ صفين كشته شد و از فرزندان اوست محمد بن عمّار كه او را فرزندانى است . اما صهيب فرزند سنان بن مالك ، بعضى پنداشته‌اند كه وى از نمر بن قاسط است و بعضى عقيده دارند كه پدرش غلامى بود از كارگزاران كسرى در « ابله » و روميان او را - يعنى صهيب را - اسير كردند و او در ميان ايشان پرورش يافت . سپس عبد الله بن جدعان او را خريدارى كرد و نزد پيامبر فرستاد . صهيب شوخ و خندان بود . هنگامى كه پيامبر به مدينه مهاجرت كرد ، در آغاز خرما به حضرت هديه دادند . صهيب آغاز خوردن كرد و چشمش درد مىكرد . پيامبر فرمود : « آيا با اين درد چشم خرما مىخورى ؟ » صهيب گفت : « با طرف ديگر مىجوم . » پيامبر خنديد ، و صهيب را فرزندان بود .